عبدالقادر کورسپ، دانشآموخته رشته تاریخ از دانشگاه استانبول ترکیه و فارغالتحصیل تاریخ ایران باستان از دانشگاه شهید بهشتی ایران در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با تخصص در روابط میان امپراتوریهای بیزانس و ساسانیان، با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در حافظه تاریخی و فرهنگی ایران و ترکیه، اظهار کرد: شمس تبریزی یکی از مهمترین چهرههای میراث معنوی مشترک دو کشور است و میتوان از ظرفیت او برای طراحی یک مسیر فرهنگی و گردشگری میان خوی و قونیه بهره گرفت.
او افزود: ایران و ترکیه از دیرباز از پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی برخوردار بودهاند و زبان و ادبیات فارسی، بهویژه از طریق شخصیتهایی همچون مولانا، یکی از مهمترین بسترهای این پیوند فرهنگی بوده است. از این منظر، شمس تبریزی صرفاً یک شخصیت تاریخی متعلق به گذشته نیست، بلکه میتواند به حلقه اتصال میان ظرفیتهای فرهنگی، ادبی، عرفانی و گردشگری دو کشور در روزگار معاصر تبدیل شود.
تجربه زندگی در ایران؛ عبور از تصویرهای کلیشهای
این پژوهشگر تاریخ ایران با اشاره به تجربه تحصیل و زندگی خود در ایران گفت: پیش از سفر به ایران، این کشور برای بسیاری از مردم جهان در هالهای از ابهام و رمز و راز قرار دارد و گاه تصورات نادرست و کلیشهای درباره جامعه ایران وجود دارد.
کورسپ ادامه داد: من نیز پیش از آمدن به ایران نگرانیهایی داشتم، اما پس از ورود به کشور و آشنایی نزدیک با مردم ایران، نگاه من بهطور کامل تغییر کرد.
او مردم ایران را مردمی گرم، اجتماعی، چندفرهنگی و چندزبانه توصیف کرد و افزود: یادگیری زبان فارسی زندگی من را بسیار آسانتر کرد و تجربه زندگی در ایران باعث شد بسیاری از برداشتهای پیشین من تغییر کند. امروز به بسیاری از افراد توصیه میکنم به ایران سفر کنند و حتی از ادامه تحصیلات دانشگاهی دختر برادرم در ایران حمایت میکنم.
شمس؛ «کوچنشین حقیقت» در تاریخ تصوف
این دانشآموخته دانشگاه شهید بهشتی در ادامه با اشاره به شخصیت شمس تبریزی اظهار کرد: شمس تبریزی را باید یکی از رادیکالترین، پیشگامترین و تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ تصوف دانست، شخصیتی که در جهان فکری ایرانی و اسلامی میتوان او را «گردبادی از حقیقت» دانست؛ انسانی که دینداری متعارف و قالبهای تثبیتشده را به چالش کشید.
او گفت: محدود کردن شمس در یک تعریف یا قالب واحد امکانپذیر نیست. در برخی محافل دانشگاهی تهران و تبریز از او با عنوان «عارف بینشان» یاد میشود، اما از نظر من شمس بیش از هر چیز «کوچنشین حقیقت» بود؛ انسانی که به آنچه موجود است قانع نمیشد، مرزهای دانش کتابی و منطق مدرسه را کافی نمیدانست و در جستوجوی حقیقت، صداقت و عشق بود.
کورسپ با بیان اینکه شمس شیخ یا رهبر یک تکیه کلاسیک و صاحب سلسلهای گسترده از مریدان نبود، افزود: کسانی که میخواستند پیرو او شوند، با آزمونهای دشواری روبهرو میشدند. او خود را نه یک تاجر معمولی، بلکه «تاجر مروارید» میدانست و با کسانی سخن میگفت که واقعاً ظرفیت فهم سخن او را داشتند.
او ادامه داد: شمس همان جرقه معنوی بود که یکی از بزرگترین عالمان فقه و کلام زمان خود، مولانا جلالالدین رومی، را از جایگاه یک عالم و مفتی به شاعری عاشق و عارفی صاحب شور و وجد تبدیل کرد.
دیدار شمس و مولانا؛ «مرج البحرین» و ملاقات دو دریا
این پژوهشگر تاریخ ایران با اشاره به رابطه شمس و مولانا گفت: ارتباط شمس و مولانا را نمیتوان رابطهای میان استاد و شاگرد دانست، در ادبیات صوفیانه از این پیوند با تعبیر «مرج البحرین» و ملاقات دو دریا یاد شده است.
او توضیح داد: مولانا پیش از دیدار با شمس، مدرس برجستهای در قونیه بود که فقه و علوم دینی تدریس میکرد و شاگردان بسیاری داشت؛ او استاد دانش نظری بود. در مقابل، شمس درویشی دورهگرد و نماد عشق و وجد الهی بود که از مرزهای دانش نظری عبور کرده بود.
کورسپ افزود: شمس برای مولانا به یک آینه زنده تبدیل شد و عشق الهی و تجلیای را که مولانا در کتابها جستوجو میکرد، در برابر او قرار داد. این دیدار جرقهای بود که استعداد و جوهره درونی مولانا را آشکار کرد و چنان دگرگونی عمیقی در زندگی او پدید آورد که میتوان زندگی مولانا را به دو دوره «پیش از شمس» و «پس از شمس» تقسیم کرد.
او از تبدیل مولانا از یک مدرس به یک عاشق، تولد شعر و موسیقی و گسترش سماع بهعنوان سه پیامد مهم این تحول یاد کرد و گفت: درد فراق و اشتیاق ناشی از جدایی شمس، مولانا را به شاعری پرشور تبدیل کرد و موسیقی و سماع نیز به یکی از محورهای اصلی زندگی معنوی او بدل شد.
شناخت مولانا بدون شناخت شمس کامل نیست
کورسپ با تاکید بر تأثیر تعیینکننده شمس بر تاریخ ادبیات فارسی اظهار کرد: شمس بیش از آنکه نویسندهای باشد که سبک تازهای در ادبیات فارسی ایجاد کرده باشد، از طریق دگرگون کردن مولانا از یک عالم و پژوهشگر فقه اسلامی به شاعری جهانی، مسیر تاریخ ادبیات را تغییر داد.
او افزود: بدون شمس، اثری عظیم در حوزه عشق همچون «دیوان کبیر» شکل نمیگرفت و فهم کامل مولانا بدون شناخت شمس امکانپذیر نیست؛ چراکه شمس همان آینهای بود که ظرفیت عظیم درونی مولانا را آشکار کرد.
اخلاص، آزادی و شجاعت؛ سه عنصر ماندگاری شمس
این پژوهشگر ترک، راز ماندگاری شمس در میان مردم ایران و ترکیه را در مفاهیمی همچون اخلاص، آزادی و شجاعت دانست و گفت: شمس این مفاهیم را در نابترین شکل خود نمایندگی میکند.
کورسپ ادامه داد: امروز در ایران و ترکیه، زمانی که مردم احساس میکنند در ساختارهای سخت گرفتار شدهاند یا از روابط سطحی خستهاند، بخشی از وجود خود را در مواضع متفاوت و تأثیرگذار شمس پیدا میکنند.
او خاطرنشان کرد: در منطقه ما، با شنیدن نام شمس، مولانا نیز بلافاصله به ذهن میآید. شمس پشتوانه تحول درونی بزرگی بود که مولانا را به شخصیتی که امروز میشناسیم تبدیل کرد و از همین رو اندیشه او همچنان در قلب میراث صوفیانه و ادبی هر دو جامعه جای دارد.
پیشنهاد طراحی «مسیر شمس و مولانا» از خوی تا قونیه
این دانشآموخته تاریخ با اشاره به ظرفیتهای مشترک فرهنگی ایران و ترکیه برای توسعه گردشگری گفت: مراسم بزرگداشت مولانا در قونیه و حضور گسترده گردشگران ایرانی در این رویداد نشان میدهد که پیوند شمس و مولانا میتواند از حوزه ادبیات و عرفان فراتر رفته و به یک ظرفیت جدی در گردشگری فرهنگی تبدیل شود.
او پیشنهاد کرد: یک مسیر گردشگری شمس و مولانا میان ایران و ترکیه طراحی شود که خوی و قونیه دو نقطه اصلی آن باشند و شهرهایی مانند تبریز و نیشابور نیز به این شبکه فرهنگی افزوده شوند.
کورسپ ادامه داد: این مسیر میتواند از طریق حملونقل زمینی از مسیر وان، پروازهای منطقهای و خدمات ریلی تقویت شود و مناسبتهایی مانند بزرگداشت شمس در ایران و مراسم «شب عروس» در قونیه در قالب بستههای مشترک گردشگری به یکدیگر پیوند بخورند.
او استفاده از راهنماهای صوتی دوزبانه فارسی و ترکی، نقشههای دیجیتال و ابزارهای نوین معرفی مقصد را از دیگر الزامات این مسیر دانست.
آرامگاه شمس؛ ظرفیت تازه برای گردشگری فرهنگی ترکیه
کورسپ درباره ضرورت ایجاد و ساماندهی مجموعهای شایسته برای شمس تبریزی در خوی اظهار کرد: ایران کشوری است که معماری آن شهرت جهانی دارد و اگر برای شمس تبریزی نیز همانند دیگر شاعران و شخصیتهای بزرگ، مجموعهای متناسب با شأن تاریخی و فرهنگی او ایجاد شود، میتواند بازدیدکنندگان بسیاری را جذب کند.
او افزود: این مجموعه بهویژه برای گردشگران ترکیه اهمیت خواهد داشت؛ زیرا مردم ترکیه مولانا جلالالدین رومی را بخشی از میراث فرهنگی خود میدانند و طبیعی است که بخواهند آرامگاه شخصیتی را که تأثیری عمیق بر زندگی و اندیشه مولانا داشته است، نیز ببینند.
این پژوهشگر تاکید کرد: ساماندهی یک مجموعه جامع فرهنگی و گردشگری در پیرامون آرامگاه شمس میتواند این مکان را به مقصدی تازه برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کند و ایجاد محیطی امن و زیبا، فضاهای اجتماعی باکیفیت، مسیرهای پیادهروی و امکانات مناسب برای استراحت، این محدوده را برای خانوادهها و تورهای فرهنگی جذابتر خواهد کرد.
بارگاه شمس باید به مرکز مطالعات عرفان و ادبیات فارسی تبدیل شود
او گفت: بهتر است این مجموعه به مرکزی تحقیقاتی با تمرکز بر شمس، مولانا، تصوف و ادبیات فارسی تبدیل شود؛ زیرا چنین رویکردی موجب ماندگاری، پویایی و اثرگذاری بلندمدت آن خواهد شد.
این پژوهشگر با اشاره به تجربه قونیه افزود: در اطراف مقبره مولانا کتابخانهها، موزهها، مساجد و فضاهای مرتبط با سماع شکل گرفته است و چنین امکاناتی علاوه بر جذب گردشگران بیشتر، به معرفی و شناساندن این شخصیتها نیز کمک میکند.
از خوی تا قونیه؛ ظرفیت شکلگیری یک مسیر معنوی فرامرزی
کورسپ درباره طراحی مسیر معنوی میان خوی و قونیه گفت: اگر قرار باشد یک مسیر فرهنگی و معنوی میان این دو شهر ایجاد شود، میتوان شهرهایی مانند وان، دیاربکر، اورفا، آنتپ و قونیه را نیز در آن قرار داد؛ شهرهایی که طی قرنها تحت تأثیر اندیشه علما و عرفا شکل گرفتهاند.
او همچنین با اشاره به مسیر تاریخی حرکت مولانا افزود: مولانا از طریق سوریه و با عبور از شهرهایی همچون مالاتیا، ارزنجان، سیواس، قیصریه و نیغده به قونیه رسیده است و این مسیرهای تاریخی نیز میتوانند در مطالعات و طراحی شبکههای فرهنگی مورد توجه قرار گیرند.
مسیر شمس و مولانا؛ بستری برای دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه
این پژوهشگر ایجاد یک مسیر فرهنگی میان آرامگاه شمس تبریزی در خوی و آرامگاه مولانا در قونیه را فراتر از یک پروژه گردشگری دانست و اظهار کرد: احیای این مسیر میتواند به افزایش رفتوآمد دانشگاهیان، گردشگران، پژوهشگران و علاقهمندان به عرفان میان ایران و ترکیه کمک کند و به بستری برای تقویت دیپلماسی فرهنگی دو کشور تبدیل شود.
او برگزاری سمپوزیومهای بینالمللی، قرائت مثنوی و آثار شمس، نمایشگاههای خوشنویسی و تذهیب و اجرای پروژههای مشترک مرمتی و پژوهشی را از جمله اقداماتی دانست که میتواند محافل فکری و فرهنگی دو کشور را به یکدیگر نزدیک کند.
شمس باید در مقیاس بینالمللی معرفی شود
کورسپ در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین پیشنهاد خود به مسئولان میراثفرهنگی و گردشگری ایران گفت: زیباترین چیز دنیا را میتوان در اختیار داشت، اما اگر دیگران آن را نشناسند، اهمیت آن کاهش مییابد؛ بنابراین باید شمس تبریزی در سطح بینالمللی معرفی شود.
او پیشنهاد کرد از دانشگاهیان کشورهای مختلف که در حوزه زبان و ادبیات فارسی فعالیت میکنند برای حضور در ایران دعوت شود و سمپوزیومهای تخصصی درباره شمس برگزار شود.
این پژوهشگر همچنین پیشنهاد کرد همانگونه که در ترکیه مراسم «شب عروس» برای بزرگداشت مولانا برگزار میشود، برای شمس تبریزی نیز رویدادی فرهنگی و بینالمللی طراحی شود تا این شخصیت تاریخی در منظومه فرهنگی معاصر بیش از پیش معرفی شود.
شمس؛ میراث معنوی مشترک ایران و ترکیه
کورسپ در پایان، شمس تبریزی را «درویشی کاریزماتیک و دورهگرد» توصیف کرد که آتش عشق الهی را در وجود مولانا شعلهور کرد و گفت: شمس یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در میراث معنوی مشترک فرهنگهای ایران و ترکیه است؛ شخصیتی که با جستوجوی رادیکال حقیقت و مخالفت با ظاهرگرایی، تأثیری ماندگار بر هر دو جامعه گذاشته است.
او خاطرنشان کرد: در جهان امروز که گاه دین و اخلاق به ظواهر، نمادها و قوانین سخت محدود میشوند، اندیشه شمس با تأکید بر اخلاص و نیت خالص قلب، میتواند یادآور جوهر معنویت و حقیقت انسانی باشد.
انتهای پیام/
نظر شما